الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

270

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

جاى خود برخاستند و به خانهء فاطمه رفتند و چون ايشان را به آن حال ديدند همه را جمع فرمودند و در حالى كه مىگريستند گفتند : شما سه روز است در اين وضع هستيد كه مىبينم و من از شما بىخبرم ؟ و جبريل اين آيات را فرود آورد : ( 1 ) « همانا كه نكوكاران عالم در بهشت از جامى مىآشامند كه طبع آن چون كافور است . سرچشمهء گوارايى كه از آن بندگان خاص خدا مىنوشند كه به اختيارشان هر كجا خواهند آن را جارى مىسازند . » گويد چشمه‌يى است كه مظهر آن در خانهء پيامبر ( ص ) است و از آن به خانه‌هاى پيامبران و مؤمنان جارى است . ( 2 ) آنان به نذر خويش وفا مىكنند ( يعنى على و فاطمه و حسن و حسين و فضه خدمتكار ايشان ) و مىترسند روزى را كه شر آن همه كس را فرا مىگيرد ( و به معنى روزى كه چهره‌ها در آن گرفته است نيز معنى كرده‌اند ) و آنان در عين نياز به خوراكى و دوست داشتن آن ، آن را به مستمندى از مستمندان مسلمانان و به يتيمى از يتيمهاى مستمند و به اسيرى از اسيران مشركان دادند و گفتند : همانا ما شما را براى خشنودى خداوند خوراك داديم و از شما هيچ گونه پاداش و سپاسى نمىخواهيم . راوى مى - گويد : به خدا سوگند ايشان همين سخن را هم به آنان نگفتند و بر زبان نياوردند ، بلكه در اين مورد چنين انديشيدند و خداوند متعال انديشهء آنان را بيان مىفرمايد و از ضمير ايشان بيان مىفرمايد كه از شما پاداشى نمىخواهيم كه به ما پرداخت كنيد و و سپاسى هم نمىخواهيم كه ما را ستايش كنيد ، بلكه ما فقط براى رضاى خداوند و رسيدن به پاداش او چنين كرديم و خداوند متعال مىفرمايد : « پس خداوند ايشان را از شر آن روز مصون داشت و به آنان درخشش و شادمانى ارزانى فرمود و در قبال آنكه شكيبايى و پايدارى كردند به ايشان بهشت و حرير را ارزانى داشت و آنان بر تختها تكيه زنندگانند و در آن نه آفتاب مىبينند و نه سرماى سوزان . » « 1 »

--> ( 1 ) . اين روايت لطيف در منابع شيعه تا آنجا كه اين بنده دست يافته است به تفصيل در امالى صدوق ( روايت يازدهم مجلس چهل و چهارم ، صفحات 256 تا 259 چاپ آقاى كمره‌يى ) و به نقل از آن در بحار و هم به تفصيل و با اختلافات اندك لفظى در اشعار ، در صفحات 350 تا 346 جلد 11 تفسير ابو الفتوح رازى ، چاپ مرحوم شعرانى و نيز با ذكر سلسلهء اسناد در صفحات 373 تا 375 جلد 3 مناقب ابن شهر آشوب آمده است . در منابع اهل سنت با نثر شيواى فارسى قرن پنجم هجرى در صفحات 434 تا 438 قصص قرآن مجيد ابو بكر عتيق نيشابورى سورآبادى ، چاپ 1347 ، دانشگاه تهران آمده است ، و صفحات 188 تا 192 مناقب خوارزمى ( اخطب خوارزم ) چاپ نجف و صفحات 313 تا 316 تذكرة الخواص سبط ابن جوزى ، چاپ نجف و خلاصه‌تر در صفحات 272 تا 274 مناقب ابن مغازلى شافعى آمده است . در تفسير كشاف و تفسير قرطبى و همچنين تفاسير در المنثور و بحر المحيط هم آمده است . و براى اطلاع از كتابهاى ديگر ، رك . به : صفحات 254 تا 259 جلد اول فضائل الخمسه من الصحاح السته . م .